تبلیغات
دانستنیها

دانستنیها

» «قلیان» منشا را از پرسپولیس دور می‌کند/ زندگی غیر حرفه‌ای، عامل جدایی ( جمعه 4 خرداد 1397 )
» پروژه مشترک برای حذف سیاسی علی لاریجانی ( جمعه 4 خرداد 1397 )
» داستان مرضیه که از همسرش جدا شد تا با دوستش ازدواج کند ( جمعه 4 خرداد 1397 )
» رابطه جنسی در دوران بارداری چگونه است ؟ ( جمعه 4 خرداد 1397 )
» دانستنی‌های جالب علمی حتما بخوانید ( جمعه 4 خرداد 1397 )
» 7 روش برای کسب درآمد از اینترنت در خانه ( جمعه 4 خرداد 1397 )
» چرا سکه گران شد؟ ( جمعه 4 خرداد 1397 )
» قیمت لوازم خانگی در بازار کاهش نمی یابد ( جمعه 4 خرداد 1397 )
» کرایه کامیون ۲۰درصد افزایش یافت ( جمعه 4 خرداد 1397 )
» ‏10 مورد از زیباترین عجایب طبیعی جهان ( جمعه 4 خرداد 1397 )
» ایران مقابل فرانسه کم ستاره ندارد ( جمعه 4 خرداد 1397 )
» شهر مشهد متقاضی میزبانی رقابت‌های جام جهانی کشتی آزاد در سال ۲۰۱۹ میلادی شد ( جمعه 4 خرداد 1397 )
» آگهی های استخدامی چهارم خرداد 97 ( جمعه 4 خرداد 1397 )
» همکاری هسته ای روسیه با ایران ادامه می یابد ( جمعه 4 خرداد 1397 )
» واکنش معاون سیاسی سپاه به اظهارات وزیر خارجه آمریکا ( جمعه 4 خرداد 1397 )
تبلیغات

داستان مرضیه که از همسرش جدا شد تا با دوستش ازدواج کند

نویسنده: babi bab جمعه 4 خرداد 1397 دسته بندی : سرگرمی ,
مرضیه می گوید شوهرش به دوستش اعتماد زیادی داشت غافل از اینکه با ورود او به خانه مان من هر روز از شوهرم دور شده و با دوستش رابطه برقرار می کنم.

این زن جوان می گوید شوهرش به دوستش اعتماد زیادی داشت غافل از اینکه با ورود او به خانه مان من هر روز از شوهرم دور شده و با دوستش رابطه برقرار می کنم.

 

مرضیه ۲۳ ساله به پلیس گفت: ۱۷ ساله بودم که با علی ازدواج کردم ما همدیگر را دوست داشتیم اما میهمانی های دوست دوران مجردی اش که تقریبا هر شب بود من را از مسیر زندگی جدا کرد کمال با ابراز علاقه اش به من وادارم کرد تا با او ارتباط برقرار کنم و همین باعث شد من با تصور اینکه با کمال می توانم زندگی عاشقانه تری داشته باشم و در رفاه بیشتری باشم از شوهرم طلاق گرفتم.

وی افزود: کمال که همیشه مشکلات مالی ما را حل می کرد می‌گفت این زندگی در شأن تو نیست و من همه امکانات رفاهی و مالی را برایت فراهم می‌کنم.

 

خانواده من هم وقتی در جریان این موضوع قرار گرفتند نه تنها سرزنشم کردند بلکه دیگر مرا به خانه پدرم راه ندادند.

 

با این وجود گوشم بدهکار این حرف‌ها نبود و تنها به ازدواج با کمال می‌اندیشیدم.

 

رابطه پنهانی من و کمال هر روز بیشتر می‌شد و من با این کارها در نزد خانواده و بستگانم منفورتر می‌شدم ولی با گذشت ۲ سال از این ماجرا کمال با من ازدواج نکرد و به دنبال زندگی خودش رفت.

 

این در حالی است که علی هم مدتی قبل با دختر دیگری ازدواج کرد و من به زنی سرگردان تبدیل شده ام حالا دست به دامان قانون شده ام تا کمال تاوان فریب من را بدهد.

 

بنابه این گزارش،با دستور قضایی کمال تحت تحقیق قرار گرفت و ادعا کرد با جدایی مرضیه از شوهرش از سر دلسوزی و بخاطر نان و نمکی که در خانه آنها خورده بود این زن را صیغه کرده و قرار نبود با او ازدواج کند.






برچسب ها : خیانت به شوهر , داستان طلاق ,

ادامه مطلب ... نظرات :


آمار بازدید

کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :

    بروزرسانی :

درباره ما

    ایجاد کننده وبلاگ : babi bab


تبلیغات
  • طراحی قالب توسط پارس تولز
  • ParsTools.Com
.CopyRight © 2010 - 2011 danestaniha666 Group , All Rights Reserved ©

Check Page Rank of your Web site pages instantly:

This page rank checking tool is powered by PRChecker.info service